یادداشت های من

من با زمان بندی برای رسیدن به هدف مخالفم!

با دوستم به صحبت پرداختیم و به من گفت شما نبودی که تا همین سال پیش میگفتی باید برای اهدافت تاریخ اتمام یا DeadLine مشخص کنی؟

بله من تا همین سال پیش مفهوم DeadLine را بسیار به کار میبردم. انقدر با ذوق و شوق تاریخ اتمام مشخص میکردم که وقتی موقع اجرا میشد استرس میگرفتم!

همین DeadLine من را به اهداف زیادی رسوند ولی الان دیگر برایم اهمیتی ندارد که کی برسم.

یعنی دیگر برای من اهمیت ندارد که به آن هدف برسم یا نرسم؟

خیر، اولویت من از زمان به پیوسته کار کردن تغییر کرده است. یعنی کوبنده و مستمر بدون توجه به زمان اتمام، کار را انجام می دهم.

به یاد آخرین مسافرتم افتادم.

دو ماشین بودیم و در مسیر جنوب ایران!

کمی خسته بودیم به راننده دیگر گفتم چقدر برویم و بعد استراحت کنیم؟ گفت تا هرجا که کشش داشته باشیم!

متوجه منظورش نشدم، گفتم خب خسته میشویم. به نظر من یک ساعت دیگر خسته می شویم.

گفت نه، زمان را کنار بگذار، هروقت خسته شدیم کنار میزنیم.

و اینگونه بود که نفهمیدیم چطور 4 ساعت گذشت و ما به مقصد رسیدیم.

ما برای اهداف خود دو راه داریم:

1- زمان تعیین کنیم تا بهانه برای انجام ندادن پیدا کنیم.

2- بر روی عملکرد و ذهنیتمان تمرکز کنیم تا دستاورد های سریع تری کسب کنیم.

انتخاب با شماست

حالا یک سوال جذاب

آیا در دیجیتال مارکتینگ هم زمان را کنار بگذاریم؟

بله :)

به جای زمان بگوییم من می خوام به این مبلغ برسم و با تمام قوا تمام کارهای لازم را انجام دهیم تا به یک مدل دست پیدا کنیم.

جذاب است نه؟

خیلی از ابزار های مارکتینگ فاکتور زمان را بسیار جدی میگیرند. شاید برای تحلیل خیلی مهم باشد ولی برای اجرا فعلا به درد نمیخورم!

چرا فعلا؟! مگر ما قرار نیست دیگر فاکتور زمان را فراموش کنیم؟!

خیر، ایده ها بصورت مرتب بروزرسانی می شوند. ممکن است 6 ماه دیگر ایده ای جذاب تر بیان شود که بتواند به بهبود ما کمک کند.

بیاییم از الان که این مطلب را می خوانید فاکتور زمان را بیخیال شوید و کوبنده و بدون بهانه تلاش کنید.

ارادتمند شما علی اکبر فرج

من با زمان بندی برای رسیدن به هدف مخالفم!

با دوستم به صحبت پرداختیم و به من گفت شما نبودی که تا همین سال پیش میگفتی باید برای اهدافت تاریخ اتمام یا DeadLine مشخص کنی؟

بله من تا همین سال پیش مفهوم DeadLine را بسیار به کار میبردم. انقدر با ذوق و شوق تاریخ اتمام مشخص میکردم که وقتی موقع اجرا میشد استرس میگرفتم!

همین DeadLine من را به اهداف زیادی رسوند ولی الان دیگر برایم اهمیتی ندارد که کی برسم.

یعنی دیگر برای من اهمیت ندارد که به آن هدف برسم یا نرسم؟

خیر، اولویت من از زمان به پیوسته کار کردن تغییر کرده است. یعنی کوبنده و مستمر بدون توجه به زمان اتمام، کار را انجام می دهم.

به یاد آخرین مسافرتم افتادم.

دو ماشین بودیم و در مسیر جنوب ایران!

کمی خسته بودیم به راننده دیگر گفتم چقدر برویم و بعد استراحت کنیم؟ گفت تا هرجا که کشش داشته باشیم!

متوجه منظورش نشدم، گفتم خب خسته میشویم. به نظر من یک ساعت دیگر خسته می شویم.

گفت نه، زمان را کنار بگذار، هروقت خسته شدیم کنار میزنیم.

و اینگونه بود که نفهمیدیم چطور 4 ساعت گذشت و ما به مقصد رسیدیم.

ما برای اهداف خود دو راه داریم:

1- زمان تعیین کنیم تا بهانه برای انجام ندادن پیدا کنیم.

2- بر روی عملکرد و ذهنیتمان تمرکز کنیم تا دستاورد های سریع تری کسب کنیم.

انتخاب با شماست

حالا یک سوال جذاب

آیا در دیجیتال مارکتینگ هم زمان را کنار بگذاریم؟

بله :)

به جای زمان بگوییم من می خوام به این مبلغ برسم و با تمام قوا تمام کارهای لازم را انجام دهیم تا به یک مدل دست پیدا کنیم.

جذاب است نه؟

خیلی از ابزار های مارکتینگ فاکتور زمان را بسیار جدی میگیرند. شاید برای تحلیل خیلی مهم باشد ولی برای اجرا فعلا به درد نمیخورم!

چرا فعلا؟! مگر ما قرار نیست دیگر فاکتور زمان را فراموش کنیم؟!

خیر، ایده ها بصورت مرتب بروزرسانی می شوند. ممکن است 6 ماه دیگر ایده ای جذاب تر بیان شود که بتواند به بهبود ما کمک کند.

بیاییم از الان که این مطلب را می خوانید فاکتور زمان را بیخیال شوید و کوبنده و بدون بهانه تلاش کنید.

ارادتمند شما علی اکبر فرج

دیدگاه خود را بنویسید